اصول اندازه گیری و مدیریت ریسک نقدینگی

  • 2022-05-5

متخصصان دارایی که به وضوح به یاد می آورند بحران اقتصادی سال 2008 اغلب ریسک نقدینگی را با توافق نامه بازل مرتبط می کنند ، مجموعه ای از مقررات بانکی که به منظور اطمینان از کاهش سرمایه های مالی با حفظ سرمایه کافی ، ریسک را کاهش می دهند. در این پست ، ما از زاویه دیگری به مواردی خواهیم پرداخت و به بررسی اصول اندازه گیری و مدیریت ریسک نقدینگی در زمینه مؤسسات غیر مالی می پردازیم.

با این حال ، قبل از اینکه این موضوع را در نظر بگیریم ، مهم است که ابتدا برخی از منابع احتمالی خطر نقدینگی را درک کنیم.

منابع خطر نقدینگی

به عبارت ساده ، ریسک نقدینگی این خطر است که یک تجارت پول کافی برای تحقق تعهدات مالی خود به موقع نداشته باشد. بدون مدیریت مناسب جریان پول نقد و مدیریت ریسک نقدینگی صحیح ، یک تجارت با بحران نقدینگی روبرو خواهد شد و در نهایت ورشکسته می شود.

از آنجا که مشاغل به روند سنجش و مدیریت ریسک نقدینگی می پردازند ، باید برای منابع مشترک این خطر هوشیار باشند. این منابع عبارتند از:

1. عدم مدیریت جریان پول نقد

مدیریت جریان نقدی ، در چالش ها و فرصت های نقدینگی بالقوه ، دید خوبی کسب می کند. پول نقد پادشاه است و جریان نقدی خط خون همه مشاغل است. بدون مدیریت مناسب جریان نقدی ، یک تجارت در معرض خطرات نقدینگی غیر ضروری قرار می گیرد. علاوه بر این ، یک تجارت بدون جریان نقدی سالم و مدیریت شده با یک نبرد سربالایی روبرو خواهد شد تا بتواند شرایط تأمین مالی مطلوب را حفظ کند ، مخترعین بالقوه را به خود جلب کند و در دراز مدت قابل دوام باشد.

2. ناتوانی در به دست آوردن بودجه

سابقه بازپرداخت بدهی دیرهنگام و/یا عدم رعایت الزامات میثاق وام ممکن است هنگام تلاش برای تأمین اعتبار ، به چالش های اضافی تبدیل شود. بنابراین ، ضروری است که مشاغل مدیریت ساختار سرمایه خوبی داشته باشند ، پروفایل های بلوغ بدهی را با دارایی ها مطابقت دهند و رابطه خوبی و ارتباط منظم با وام دهندگان داشته باشند. عدم توانایی به دست آوردن بودجه به هیچ وجه یا به دست آوردن آن با نرخ رقابتی و شرایط قابل قبول باعث افزایش خطر نقدینگی می شود.

3. اختلال اقتصادی غیر منتظره

در آغاز سال 2020 ، بازار سهام در همه زمان های خود قرار داشت و تعداد کمی از مردم انتظار داشتند که جهان به سختی توسط Covid-19 به سختی برخورد کند. تأثیر نامطلوب اقتصادی این بیماری همه گیر جهانی سریع و بی امان بود. Lockdowns یک اختلال اقتصادی غیر منتظره ایجاد کرد و بسیاری از مشاغل شاهد کاهش فروش به میزان فاجعه بار سطح پایین بودند و خطر نقدینگی به طرز چشمگیری افزایش می یابد.

4- مخارج سرمایه ای بدون برنامه ریزی

داشتن مدیریت دارایی ثابت مناسب بسیار مهم است ، به ویژه برای شغلی که در یک صنعت با سرمایه گذاری مانند انرژی ، ارتباطات یا حمل و نقل فعالیت می کند. یک تجارت با سرمایه بالا اغلب با نسبت هزینه های ثابت به متغیر بسیار زیاد است. برای مشاغل مانند این ، یک هزینه سرمایه بدون برنامه ریزی ، مانند خرید جدید یا تعمیر تجهیزات عمده ، ممکن است محدودیت های بودجه موجود را تشدید کند. این به نوبه خود ، بیشتر اهرم عملیاتی را افزایش می دهد و خطر نقدینگی را افزایش می دهد.

5. بحران سود

یک تجارت در یک بحران سود نه تنها شاهد کاهش حاشیه سودآوری آن بلکه کاهش درآمد برتر آن نیز خواهد بود. در نتیجه ، برای مبارزه با حاشیه سودآوری منفی و در حال بهره برداری ، باید شروع به فرو رفتن در ذخایر نقدی کند. عدم متوقف کردن سوختگی مداوم نقدی سرانجام ، ذخایر نقدی را کاهش می دهد ، در حالی که تجارت به ناچار با بحران نقدینگی روبرو است.

در مورد پیش بینی جریان نقدی خود به کمک نیاز دارید؟در مورد خدمات مشاوره جریان نقدی ما بیاموزید.

اندازه گیری خطر نقدینگی

یکی از عناصر اصلی اندازه گیری و مدیریت ریسک نقدینگی ، امکان شناسایی علائم هشدار دهنده بحران نقدینگی است. فراتر از شناسایی این علائم ، یک تجارت نیز باید بتواند بزرگی ریسک را اندازه گیری کند تا بتواند برای متوقف کردن یک مارپیچ رو به پایین اقدام فوری و مناسب انجام دهد.

چندین روش برای اندازه گیری خطر نقدینگی وجود دارد ، یعنی:

1. تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

مدیریت نقدینگی خوب به معنای انجام تجزیه و تحلیل نسبت های مالی ، درک این نسبت ها و انجام بهترین دوره ضروری عمل است. نسبت های مالی با توجه به عملکرد گذشته خود ، شاخص های فعلی ریسک نقدینگی را ارائه می دهد و به آن اجازه می دهد تا ترفندهای مالی و عملیاتی لازم را برای اطمینان از دستیابی به نتایج مالی و عملیاتی آینده مورد نظر فراهم کند. متداول ترین نسبت ها عبارتند از:

نسبت سریع

درست مانند نسبت فعلی، نسبت سریع اندازه گیری می کند که چگونه یک کسب و کار می تواند به تعهدات مالی کوتاه مدت خود عمل کند. نسبت سریع با تقسیم کل وجوه نقد، اوراق بهادار قابل فروش و مطالبات نقدی یک واحد تجاری بر کل بدهی های جاری نقدی آن محاسبه می شود. نسبت سریع بیش از 1 به این معنی است که کسب و کار برای انجام تعهدات مالی کوتاه مدت خود موقعیت خوبی دارد. کمتر از 1، و چشم انداز به سمت دیگری می رود.

نسبت فعلی

درست مانند نسبت سریع، نسبت جاری سطح نقدینگی یک کسب و کار و توانایی آن در استفاده از دارایی های کوتاه مدت برای بازپرداخت تعهدات کوتاه مدت را اندازه گیری می کند. نسبت جاری با تقسیم دارایی های جاری یک واحد تجاری بر بدهی های جاری آن محاسبه می شود. نسبت جریان بیش از 1 معمولاً راحت در نظر گرفته می شود. نسبت زیر 1 ممکن است نشان دهنده کمبود بودجه برای انجام تعهدات مالی کوتاه مدت باشد.

نسبت سریع در مقابل نسبت فعلی

نسبت سریع بر نسبت جاری ترجیح داده می شود زیرا همه دارایی های جاری نقد نیستند. به عنوان مثال، بیشتر مشاغل دارای بدهکاران تجاری هستند که دارای مانده حساب های دریافتنی در 180 روز گذشته هستند، و احتمال زیادی وجود دارد که برخی از این حساب های دریافتنی جاری قابل وصول نباشند (یعنی نقدشونده نباشند).

2. پیش بینی جریان نقدی

در هر زمان عدم اطمینان، به ویژه در حال حاضر، کسب و کارها باید بیش از هر زمان دیگری استراتژی عملیاتی و پیش بینی سودآوری خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند. مهم این است که مدیریت باید دید خوبی نسبت به مشکلات و فرصت های نقدینگی بالقوه داشته باشد. با این اوصاف، برای یک کسب‌وکار همیشه عاقلانه است که پیش‌بینی جریان نقدی، بحران یا عدم وجود بحران را حفظ و تجدید نظر کند.

اندازه‌گیری و مدیریت ریسک نقدینگی کوتاه‌مدت برای کسب‌وکاری که حجم معاملات بالایی دارد، مانند سوپرمارکت یا رستوران بسیار مهم است. پیش بینی های بلندمدت جریان نقدی را می توان برای حمایت از اهداف استراتژیک کسب و کار و ارائه جزئیات مالی برای وام دهندگان استفاده کرد.

تجزیه و تحلیل جریان نقدی باید واقع بینانه و اطلاعاتی باشد، که امکان مشاهده و اجرای برنامه های مدیریت را فراهم کند، شایستگی های استراتژی های تجاری را توجیه کند و به مسئولیت پذیری کمک کند.

3. مدیریت ساختار سرمایه

بدهی معمولاً ارزانترین منبع تأمین مالی با توجه به اینکه بدهی هزینه کمتری از بودجه دارد نسبت به حقوق صاحبان سهام و همچنین برای یک تجارت کسر می شود. با این حال ، یک تجارت باید نسبت بدهی خود را به عدالت از نزدیک مدیریت و نظارت کند تا بیش از حد از آن استفاده نشود. هرچه یک تجارت بسیار بیشتر باشد ، آسیب پذیری آن در برابر هرگونه رکود جریان نقدی بیشتر است. اگر همزمان با زمان بازپرداخت بدهی باشد ، این آسیب پذیری حتی جدی تر می شود. یک تجارت بسیار اهرم از ظرفیت کمتری برای جذب ضرر و یا بدست آوردن وجوه بازپرداخت برخوردار است.

برای اندازه گیری ریسک نقدینگی به دلیل بیش از حد متوسط ، یک تجارت باید ببیند که آیا نقدینگی کافی برای پرداخت بدهی و اصل بدهی خود دارد یا خیر ، و باید نسبت های دنده خود را با رقبای خود مقایسه کند. نسبت های مشترک اهرمی (یعنی Gearing) عبارتند از:

نسبت بدهی به برابر

نسبت بدهی به سهام ، کل بدهی های یک تجارت را در رابطه با سهامدار سهامداران خود اندازه گیری می کند. هیچ نسبت بهینه وجود ندارد. این واقعاً به سلامت فعلی تجارت و همچنین صنعت که در آن رقابت می کند بستگی دارد. به عنوان مثال ، یک نسبت بالا ممکن است برای کسب و کار که رشد بالایی را تجربه می کند مطلوب باشد زیرا اهرم به طور قابل توجهی بازده آن را افزایش می دهد. با این حال ، اگر یک تجارت میزان بدهی را در ترازنامه خود مدیریت نکند ، هزینه بالای وام باعث ایجاد مزایایی از اهرم می شود و احتمال اینکه تجارت قادر به ارائه بدهی خود نباشد (یعنی ریسک نقدینگی) را افزایش نمی دهد.

تجزیه و تحلیل دوپون

بازده سهام عدالت (ROE) یک نسبت سودآوری است که نرخ بازده حاصل از سهام سرمایه گذاری شده (یعنی سهام مشترک) را اندازه گیری می کند. ROE بالاتر معمولاً به این معنی است که یک تجارت در تولید بازده نسبت به همسالان خود کارآمدتر است. یک ROE پایین به معنای برعکس است. تجزیه و تحلیل DuPont ROE را به سه مؤلفه تقسیم می کند:

  1. راندمان عملیاتی ؛
  2. راندمان استفاده از دارایی ؛وت
  3. اهرم مالی.

ROE = [درآمد خالص/فروش] × [فروش/کل دارایی] × [کل دارایی ها/سهامدار سهامدار]

ROE = حاشیه سود × گردش مالی × اهرم مالی

این سه مؤلفه به یک تجارت کمک می کند تا با گذشت زمان تغییرات در ROE خود را بهتر درک کند.

با افزایش حاشیه سود ، هر فروش جریان نقدی بیشتری را به همراه خواهد داشت و منجر به افزایش کلی ROE می شود. با افزایش گردش مالی دارایی ، یک تجارت فروش بیشتری برای هر دارایی متعلق به آن ایجاد می کند ، همچنین منجر به ROE کلی بالاتر می شود. سرانجام ، افزایش دنده باید منجر به افزایش ROE شود زیرا بدهی معمولاً ارزانترین منبع تأمین مالی است. افزایش استفاده از بدهی به عنوان تأمین مالی باعث می شود که یک تجارت با سود بیشتری داشته باشد ، که کسر مالیاتی هستند. از آنجا که پرداخت سود سهام قابل کسر مالیاتی نیست ، حفظ بخش بالایی از بدهی در یک ساختار سرمایه منجر به ROE بالاتر می شود.

با درک مؤلفه اهرم مالی تجزیه و تحلیل DuPont ، یک تجارت می تواند یک ارزیابی را برای تعیین اینکه آیا افزایش خطر نقدینگی ، از طریق افزایش اهرم ، می تواند با مزایای ROE بالاتر جبران شود.

نسبت پوشش بهره

نسبت پوشش بهره ، اندازه گیری می کند که چگونه یک تجارت به راحتی می تواند هزینه های بهره خود را برای بدهی های معوق پوشش دهد. نسبت پوشش بهره با تقسیم درآمد قبل از بهره و مالیات (EBIT) با کل هزینه بهره در تمام بدهی های معوق محاسبه می شود. هرچه نسبت بالاتر باشد ، ریسک اعتباری برای وام دهندگان کمتر است. به نوبه خود ، وام دهندگان مایل به حمایت از نیازهای تأمین مالی خواهند بود و در نتیجه خطر نقدینگی را کاهش می دهند.

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.